تبلیغات
اُوج - جشن مهرگان


ورود به سایت گوگل
ورود به سایت یاهو
ورود به سایت آلتاویستا

نظر شما در خصوص مطالب تارنما






برای محاسبه وزن ایده آل و اطلاع از میزان اضافه وزن خود بر روی عکس کلیک کنید.





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

جشن مهرگان پس از نوروز بزرگ­ترین جشن ایرانی و بازمانده‌ای از دین مهر است. این جشن در شانزدهم مهرماه و در زمان برابری پاییزی برگزار می‌شود. «جشن مهرگان»، بزرگترین جشن بیروان دین مترا یا مهر بوده است که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا» (Metrakana) می­نامیدند. این جشن در مهر روز از مهر ماه، یعنی روز شانزدهم ماه مهر برگزار می‌شد.

اما در زمان هخامنشیان در نخستین روز مهرماه برگزار می شد. این جشن پس از نوروز یکی از بزرگ­ترین جشن ایرانی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه­ی شش روز ادامه دارد. مهر در اصل با خورشید تفاوت داشته است اما بعدها به معنای خورشید دانسته شد.

در پس نام و سنت مهرگان دو جریان به‌ظاهر جداگانه قرار دارد و البته حدس و گمان‌هایی که می‌توان دو جریان را به هم وصل کرد. این نوشته کوششی است برای طرح این دو موضوع و بحث در ارتباط بین آن‌ها:

١ -مهرگان جشنی است به پاس پیروزی فریدون بر ضحاک.  
٢ -مهرگان (مهرروز از مهر ماه) جشنی است که به ایزدمهر تعلق دارد.

در باب ادعای نخست ابوریحان در التفهیم می‌گوید:

«شانزدهم روزاست از مهرماه و نامش مهر١ و اندرین روز افریدون ظفر یافت بر بیوراسب جادو. آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت٢ و روزها که سپس مهرگان است همه جشن‌اند، بر کردارِ آنچ از پسِ نوروز بود. و ششم آن مهرگان بود و رام روز نام دارد٣ و بدین دانندش


توضیح ابوریحان با همین عبارت «و بدین دانندش» خاتمه می‌یابد. دقیقی در بیتی می‌گوید:

                    مهرگان آمد جشن ملک افریدونا  
                                                    آن کجا گاو بپروردش برمایونا

   این بیت با سخن ابوریحان هماهنگی دارد و احتمال وجود ماجرای فریدون و ضحاک را در پشت مهرگان تقویت می‌کند. مضاف براین‌که با یادآوری دایه‌ی عجیب فریدون که ماده گاوی شریف و پرمایه بوده است ذهن را به دقت بیشتری رهنمون می‌شود.

فریدون پسر «پور گاو» پسر «سیاک گاو» پسر «سیت گاو» پسر «گفرَ گاو» پسر «رما گاو» پسر «فرَ غشِن» پسر «جم» که فر ایزدی روی شانه‌هایش سنگینی می‌کند، مفقودالاثر است و در این حال یک گاو، نهانی او را به شیر خود می‌پرورد. در حالی که ضحاک که بعد از چهارپشت به «تاز» (جدّ اعلای تازیان) می‌رسد، غاصبانه بر کشور حکومت دارد.

   ضحاک یا اژدیهاک ظاهراً از شاهان سرزمین‌های جنوب غربی ایران بوده است، که تا زمان انقراض تمدن‌های کلدانی و آشوری، منطقه‌ی خطرناکی برای ایران محسوب می‌شده است. توصیف‌هایی که در متون کهن از اژدیهاک وجود دارد او را به صورت مار سه‌کله‌ای می‌نمایاند که شش چشم دارد. این توصیف‌ها در شاه‌نامه به صورت ضحاک ماردوش در آمده و خاستگاه او نیز دشت نیزه‌وران خوانده شده که –متناسب با عربی بودن کلمه ضحاک– همان عربستان است. در این رابطه به نظر می‌رسد مقتضیات سیاسی و اجتماعی دوران فردوسی و شعوبی‌گری شاعر در این گزینش‌ها بی‌تأثیر نبوده است.

    باری با دورشدن فرایزدی از جمشید، ضحاک بر او چیره می‌شود و به مدتی دراز نظم سلطنتی را در ایران به هم می‌زند. این نظم از طرفی برفر تکیه داشته –فر یعنی پذیرش و اعطای حق سلطنت به اقوام آریایی که جنگ‌جو و کوچنده بوده‌اند– و از طرف دیگر به داد می‌گراییده است –داد یعنی به رسمیت شناختن منافع اقوام مقیم منطقه که کشاورز، دام‌پرور و یک‌جانشین بوده‌اند.

    این به هم ریختگی با خونریزی و قتل سرداران و بزرگان ایرانی موجبات نفرت از اژدیهاک را فراهم آورد. در همین حال ایرانیان در دستگاه او نفوذ کردند و در خفا نفراتی را برای مقابله سازماندهی نمودند. قیام کاوه و یافتن فریدون در دماوند که فر را از نیای خود جمشید به ارث داشت نظام حکومتی را به میثاق خود باز گردانید.

ما از طرف دیگر گفتیم که مهرگان با ایزدمهر ارتباط دارد. این بار نیز به التفهیم بر می‌گردیم و پاورقی شادروان جلال‌الدین همایی را می‌خوانیم:

«پارسیان را قاعده‌ی کلی بود که هرگاه نام ماه بر نام روز یکی می‌شد آن روز را جشن می‌گرفتند و نام این روز را به الحاق لفظ «گان» می‌گفتند. بنابراین دوازده جشن داشتند به اسامی فروردین‌گان، اردیبهشت‌گان، خردادگان، ... لفظ گان در این کلمات و هم‌چنین دهگان و صدگان و هزارگان ... متضمن معنی جمع و تکرار است.»

    در این میان مهرگان به دو دلیل برتری داشت. یکی این‌که آغاز فصل دوم از دو فصل سال بود (نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان)؛ دیگر این‌که ایزدمهر مهم‌ترین خدایان ایرانی و یادگار عظمت میترای باستانی بود. میترا اگرچه در فرهنگ اوستایی به امشاسپند و ایزد تنزل کرد اما هم‌چنان در کمال اعتبار باقی ماند و بیشتر از آن‌جا در قلب و فرهنگ مردم بی‌همتا بود.

«ای سپیتمان: من مهر آن نخستین آفریده‌ی نیک و دلیر مینوی، آن بسیار مهربان بی‌همانند، آن بلندپایگاه نیرومند دلاور، آن یَل رزم‌آزمای را می‌ستایم. آن پیروزمندی که همواره یک رزم‌افزار خوش‌ساخت با خود دارد. آن که در ژرفای تاریکی فریفته‌نشدنی است. آن که زورمندترین زورمندان است. دلیرترین دلیران است. داناترین بخشندگان است. آن پیروزمندی که فر ایزدی از آن اوست. آن که هزار گوش و ده هزار چشم و ده هزار دیدبان دارد. آن مهر نیرومند دانای فریفته‌نشدنی.» (اوستا)

  باید دانست که «مهر» بر خلاف آن‌چه بلافاصله از نامش بر می‌آید خدایی قاطع، کوبنده و تمام کننده است. چشم‌ها، گوش‌ها و دست‌یارانی دارد که همه چیز را می‌پایند و کوچک‌ترین پیمان‌شکنی را منعکس می‌کنند. مهر نیز بدون ترحم همه‌ی بدعهدان را منکوب می‌کند و نظم و میثاق را استوار می‌نماید.

«مهر با بازوان بسیار بلندش آن فرومایه‌ای را که از راه راست بیرون رفته است و آن تیره‌درون فرومایه‌ای را که با خود می‌اندیشد مهر نابینا، گفتار دروغ و کردار زشت مرا نمی‌بیند، گرفتار سازد و به کیفر رساند.» (اوستا)

رسالت ِ بزرگ مهر استقرار حاکمیت قانون بوده که با روش کنترل شبانه‌روزی پیمان‌ها و میثاق‌ها مجری می‌داشته است. مهر هر روز از یک سوی جهان برمی‌خاسته، برفراز دماوند می‌ایستاده و اسرار جهان را درمی‌یافته و به سوی دیگر می‌رفته است.

                    رخسار صبح پرده به عمدا برافکند  
                                                                    راز دل زمانه به صحرا برافکند

    تندیسی از سنگ مرمر در موزه‌ی واتیکان، تالار جانوران، نگه‌داری می‌شود که در آن ایزد مهر دشنه‌ی خود را در کتف راست گاو نری فرو برده و با دست دیگر گردن آن را برآورده، کاملا ً برجانور تسلط دارد. در دو طرف او مهربانان با مشعل‌های افراشته و فروهشته طلوع و غروب خورشید را نشان می‌دهند. یک مار، یک سگ و یک عقرب نیز حضور دارند و ایزد مهر درست در مرکز خط سیر خورشید قرار گرفته است. گاو نر غول‌پیکر هم‌چون دماوندی است که ایزد مهر بر پشت آن نشسته گویی آتش‌فشان را مهار می‌کند.٤

همین‌جا اگرچه قدری از موضوع دور می‌شویم اجازه می‌خواهم توصیف بی‌نظیری که مسعودی در مروج‌الذهب از دماوند آورده را قبل از نتیجه‌گیری اضافه کنم:

    «کوه دماوند که ما بین ری و طبرستان است از صد فرسنگی دیده می‌شود که ارتفاع بسیار دارد و در فضا بالا رفته است. از فراز کوه بخار بلند است و برف روی برف می‌نشیند و هرگز از برف خالی نیست و از زیر آن رودی برون می‌شود با آب فراوان که زردِ گوگردی و طلایی رنگ است. از دامن کوه تا بالا سه روز و سه شب راه است و هر که بر آن بالا رود و به قله رسد آن‌جا را هزار ذراع در هزار ذراع مسطح بیند ولی از پایین چون گنبد مخروطی به نظر می‌رسد. سطح قله پر از ریگ سرخ رنگ است که پا در آن فرو می‌رود. بر اوج قله از کثرت بادهای سخت و شدت سرما حیوان درنده و پرنده نیست. در آن‌جا نزدیک به سی سوراخ هست که بخار گوگردی از آن‌جا خارج می‌شود و از همین سوراخ‌ها همراه بخار گوگرد صدایی عظیم چون رعد سخت شنیده می‌شود. این صدای لهیب آتش است.»

اکنون می‌توان وارد بخش سوم بحث یعنی به‌هم پیوستن اسطوره‌های دینی و اسطوره‌های تاریخی در شکل‌گیری جشن مهرگان شد.

   مهرگان جشن پاس‌داری ِ پیمان‌های اجتماعی است. یعنی جشن ِ «انسان». موجودی که هویت ممتاز خود را در گرو همین پاس‌داری یافته است. اگر نوروز را روز «زمین» نامیده‌اند، چنان‌چه مهرگان نیز به اندازه‌ی نوروز شهرت می‌یافت هیچ دور از انتظار نبود که آن را روز «انسان» بخوانند. بی‌تردید انسان و میثاق‌های او در ادوار کهن مخصوصا ً در جایی‌که زادگاه تاریخی کشاورزی است با محصول و جانورانی که پیرامون زندگی کشاورزان هستند در هم می‌تند. زمان وقوع مهرگان بر این نکته دلالت دارد.

در مثل می‌گوییم «جوجه‌ها را آخر پاییز می‌شمارند». بی‌دلیل نیست که خشثرپاون ِ (شهربان) ارمنستان در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به‌رسم ارمغان به دربار هخامنشی هدیه می‌فرستاد.

                         آمد خجسته مهرگان، جشن بزرگ خسروان 
                                                                            نارنج و نار و ارغوان آورد از هر ناحیه

و بی‌دلیل نیست که پادشاه سامانی پس از آن‌که مهرگان دیر درکشید و سرما قوت نکرد و ثمرات او بدید، عظیمش خوش آمد. لذا از کنگرهای مهرگانی خورد و در هرات لنگر انداخت تا به رودکی متوسل شدند و آن شعر معروف را گفت:

                                بوی جوی مولیان آید همی 
                                                                      یاد یار مهربان آید همی

تا شاید امیر از هرات و مهرگانش دل بردارد؛ این از یک طرف. از طرف دیگر اسطوره‌ی تاریخی فریدون و پیروزی او بر اژدیهاک چنان‌که گذشت بازگشت فروداد تلقی می‌شد که یک‌چند از میان برخاسته بود. مهر که نگهبان همه‌ی پیمان‌هاست سرانجام با سلاح خوش‌ساختی که همواره حمل می‌کرد ریشه‌ی بیداد را کند.

«در گردونه‌ی مهر گرز زیبای سبک‌پرتابی با صد گره و صد تیغه هست که آن را به سوی هماوردان نشانه گیرد و آنان را درافکند.» (اوستا)

به نظرم مقصودم از این نوشته بر آورده شد. هرچند هست به روایت بیرونی در آثارالباقیه مردم در هنگام مهرگان به یک‌دیگر هزاران سال بزی می‌گفتند (قابل مقایسه با صد سال به این سال‌ها) که با سال‌های حکومت ضحاک نیز منطبق است!


شمار جشن‌های ایرانی را بیش از ۷۳ جشن در سال برآورد کرده‌اند. این خود می رساند که مردمان پُشته ‌ایران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، یا روز پیشش به جشن نشسته و یا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آینده‌شان بوده‌اند!؟ اندیشمند و خردمند ایران زمین ارد بزرگ می گوید : ( جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می گردد .) این نشان می دهد شکوه ایران باستان در جشن و سرور بوده است . از میان این جشن ها می‌توان از جشن های ماهانه نام برد. جشن هایی که با هم زمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند و اگر چه شماری از این جشن ها می‌رفتند که به بوته‌ی فراموشی سپرده شوند، که با کوشش ایرانیان فرهنگ‌ دوست از فراموش شدن رهایی بخشیدند، جانی تازه یافته و دوباره برگزار می شوند.


مهرگان؛
 جشن مهـــر؛
 یا به گفته بیرونی‌، جشنِ‌«دوستیِ‌جان»

واژه مهر 
واژه مهـر را می‌توان: 
۱. مهر و عشق و محبت و دوستی دانست، چنانکه حافظ گوید:

کمتر از ذره نیی «مهر بورز»
تا به خلوت‌گه خورشید رسی چرخ زنان

۲. آنرا نامِ مهـر پاسدار پیمان میان مردمان برشمرد.


مهرگان یا جشنِ مهر

 جشن مهـر یا مهرگان همانند و همپایه نوروز و یکی از کهـن ‌ترین و بزرگترین جشن هایِ‌ ملی مردمانِ پشته یا فلاتِ ایران است.
این جشن در روز مهـر از ماهِ مهـر که برگزار می شود. بر همین پایه‌است که بیرونی در التفیم آورده است: "شانزدهم روز است از مهـر ماه" .

مهـرگان همانند نوروز دارای خوان یا سفره‌ای است که آنرا به نامِ خوان یا سفره مهرگانی می‌شناسیم. 
 اگر‌چه مهرگان را با برابر و همزمان شدن نام روز مهـر با نام ماه هفتم ایرانیان یعنی مهر ماه به جشن می‌نشیند و خود از جشن های ماهیانه اشت، ولی انگیزه ها ی دیگری را نیز برای برگزاری آن بر می‌شمارند.

درمیان جشن های ایرانیان دو جشن مهر، یا مهرگان و نوروز از ارزش ویژه‌ای برخوردارند. یکی از مهمترین این ویژگی ها، آغاز شدن سال نو با هـر یک از آن ها بسته به دوران مختلف تاریخ بوده‌، چرای که شماری باور دارند در روزگاران رفته سالیانی نیز مهرگان سرِ سال نو بوده است و سال نو با مهرگان آغاز می‌شده‌است. ولی پس از آن آغار سال نو دوباره به آغازِ فـروردین ماه باز گشت که جای درست آن می باشد. در فرهنگ جهانگیری در باره ی مهرگان آمده است که:

« جشنی از این بزرگتر بعد نوروز نباشد.»


مسعود سعد سلمان نیز چه مهربان درباره مهرگان می‌سراید:

روز مهر و ماه مهر و جشـن فرخ مهرگان 
مهر بیفزای نگار ماه چهر مهربان 
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر 
مهربانی کن به روز مهـر و جشن مهـــرگان 
جـام را چون لاله گـردان از نبید باده ‌رنگ 
ونـدر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان


برگزاری مهرگان همانند نوروز از شایسته ها و بایسته ها به شمار می آمده است. برای اینکه نمادی از ارزش گـزاری به این روز را از دید دانشمندان دوران اسلام پذیرانندگی ایرانیان برایتان نمونه آوریم. نگاهی می اندازیم به کوتاه نوشته هایی همانند شهـروزی که در باره ی بیرونی آورده و یا مری بویس و ...دیگران که برای نشان دادن ارزش مهرگان در میان مردمان نوشته اند:

«دست و چشم و فکر او هیچگاه از عمل باز نماند، مگـر به روز نوروز و مهرگان و یا برای تهیه احتیاجات معاش».


"مری بویس" به نقل از کتزیاس پزشک و درباره ارزش این جشن نزد شاهان هخامنشی می نویسد:

 "این تنها موقع سال است که شاهان پارس می توانند و حق دارند تا می توانند شراب بنوشند".

 «مسعود سعد سلمان»، می‌نویسد:


تا دایم است جنبش گردون و آفتاب
تا واجب است گردش نوروز و مهرگان


جای پای مهرگان در میان مردمان کشورهای دیگر

تازی یا عرب زبانان مهرجان یا مهرگان به چم فستیوال و جشن به کار می برند. در زبان عربیِ تونسی!‌:

پارسی اشاره درخور نگرشی دارد به کار بردن نامِ واژه‌ی ایرانی مهرگان در زبانِ عربی تونسی برای جشن: 
ْ". . . و شایان توجه است واژه مهرگان که معرب آن مهرجان است در کشورهای عرب زبان به چم جشن بکار برده می شد. در سفری که در سال ۱۹۹۷ به تونس داشت مهرجان هم چنان به چم فستیوال و جشن کاربرد داشت."
جشن مهرگان را نباید در شمار جشن های دوازده گانه کم و بیش فراموش شده ای چون " فروردین گان " و " اردیبهشت گان " و ... آورد و نه چون نوروز که در همه ایران همگانی است، یا چون " سده " که در یک شهر برگزار شود، بلکه مهرگان جشنی است که تنها نزد دانشمندان و نویسند گان و شاعران همچنان برجاست و از این رو جزو جشن های کهن بحساب می آید.
در روز شمار کهن ایران، هر یک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. پیشینیان در هر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن می گرفتند. از این جشن های دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتاب های تاریخی گواه است، در دوره های پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمی و شکوهمند برگزار می گردید. افزون بر یکی بودن نام - روز مهر از ماه مهر - مناسبت های دیگری را نیز برای برگزاری این جشن بر می شمردند، که معروفترین آن قیام کاوه آهنگر و پیروزی بر ضحاک و پادشاهی نشستن فریدون است. دقیقی، فردوسی و اسدی توسی از آن چنین یاد کرده اند:
دقیقی می گوید:
مهرگان آمد جشن ملک افریدونا آن کجا گاو به پرورش بر مایونا ( برمایون نام گاوی است که فریدون با شیرش پرورش یافت)
و فردوسی در داستان به بند کردن ضحاک آورده است:
فریدون چون شد بر جهان کامکار ندانست جز خویشتن شهریار
به روز خجسته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
کنون یادگار است از او ماه مهر بکوش و برنج، ایچ منهای چهر
و اسدی توسی در انتساب این جشن به فریدون گوید:
فریدون فرخ به گرز نبرد ز ضحاک تازی بر آورد گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر نشست او به شاهی سر ماه مهر
بر آرایش مهرگان جشن ساخت به شاهی سر از چرخ مه برافراخت
ابوریحان بیرونی در التفهیم می نویسد :
مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرین روز، افریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود....
و نیز در آثار الباقیه آورده است که :
سلمان فارسی می گوید، ما در عهد زرتشتی بودن می گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد. و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر. و بیورسب هزار سال عمر کرد. این که ایرانیان به یکدیگر دعا میکنند که : " هزار سال بزی " از آن روز رسم شده است، چون دیدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند واین کار در حد امکان است، هزار سال زندگی را دعا و آرزو کردند.
مورخان، نویسندگان و شاعران، از برگزاری جشن مهرگان نیز - مانند جشن های کهن دیگر - در دستگاه پادشاهان و حاکمان خبر میدهند. از جمله در برگزاری این جشن در پیش از اسلام آمده که : این عید مانند دیگر اعیاد برای عموم مردم است. از آیین ساسانیان در این روز این بود که تاجی را که به صورت آفتاب بود به سر می گذاشتند و در این روز برای ایرانیان بازاری بر پا می شد. و در ملوک خراسان رسم است که در روز مهرگان به سپاهیان و ارتش رخت پائیزی و زمستانی میدهند.
از برگزاری جشن مهرگان، در دورهً غزنویان، آگاهی بیشتری در دست است، در شعر فردوس، عنصری، فرخی و منوچهری وصف این جشن آمده، ابوالفضل بیهقی از برگزاری جشن مهرگان در زمان سلطان محمود غزنوی، در سالهای 428، 429 و 430 هجری قمری که خود شاهد بوده، خبر می دهد. وی می نویسد : روز یکشنبه چهارم ذی الحجه سال 428 به جشن مهرگان نشست و از آفاق مملکت هدیه ها که ساخته بودند پیشکش را، در آن وقت بیاوردند و اولیاء و حشم نیز بسیار چیز آوردند. و شعرا شعر خواندند وصلت یافتند. پس از شعر به سر نشاط و شراب رفت و روزی خرم بپایان آمد.
در سال 429، ابوالفضل بیهقی، شیوهً برگزاری جشن مهرگان را در روز عرفه بیان می کند : ... و روز چهارشنبه نهم ذی الحجه به جشن مهرگان به نشست و هدیه های بسیار آوردند. و روز عرفه بود. امیر روزه داشت و کس را زهر نبود که پنهان و آشکارا نشاط کردی و دیگر روز عید اضحی کردند.
وی همچنین از مهرگان سال 430 و شرح برگزاری آن سخن می گوید. مهرماه و فروردین ماه که به ترتیب آغاز اعتدال پاییزی و اعتدال بهاری و در آن روز و شب برابرند، زمانی هر دو را، به عنوان آغاز سال جشن می گرفتند :
... و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده اند. چنان که پاییز را بر بهار برتری داده اند. و تکیه گاه ایشان این است که اسکندر از ارسطو پرسید که کدام یک از این دو فصل بهتر است؟ ارسطو گفت : پادشاها! در بهار حشرات و هوام آغاز میکند که نشو یابند و در پاییز آغاز ذهاب آنهاست، پس پاییز از بهار بهتر است.
از دوران کهن، همراه با جشن ها و آیین ها، واژگان فارسی نوروز و مهرگان به صورت معرب نیروز و مهرجان وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان عرب زبان گردید. امروز در بسیاری از کشورهای - آسیایی و آفریقایی - واژهً مهرجان به معنی و مفهوم جشن و فستیوال به کار می رود.

در زمان حاضر
امروز، جشن مهرگان، به شیوه ای که در کتاب های تاریخی سده های چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه دولتی و حکومتی برگزار می شود و نه در گردهمایی های غیر رسمی، نزد عامهً مردم. دست کم، در دو سده اخیر نیز از برگزاری آن آگاهی در دست نیست. جشن و آیین مهرگان، از نظر زمانی نیز، با تغییر تقویم، در سال 1304 هجری شمسی، تغییر کرد. بدین معنی که 5 روز "پنجه = خمسه" (که پس از 12 ماه سی روزه برای رسیدن به 365 می آمد) حذف و شش ماه اول سال 31 روز گردیده است. از آن پس، در بسی از تقویم ها، مهرگان، به جای 16 مهر در دهم مهر آمده، یعنی در صد و نود و ششمین روز سال براساس تقویم پیشین. در ماهنامه ها و هفته نامه های ادبی و اجتماعی سدهً اخیر، مهرگان حضور دارد. بدین معنی که مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان - به ویژه در نشریه هایی که در ماه مهر منتشر می شود - کم نیست.
دکتر بهرام فره وشی از برگزاری مهرگان به عنوان جشنی خانوادگی، در بین زرتشتیان یزد و کرمان و نیز " از آیین قربانی کردن گوسفند، در برخی از روستاهای زردشتی نشین یزد، برای ایزد مهر " خبر می دهد. تا سی سال پیش، زردشتیان کرمان، در این روز، به یاد مردگان، مرغی را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ویژه، یادمان مردگان می پختند.
جشن آغاز سال تحصیلی دانشگاه تهران، که در نیمه اول مهرماه است، در برخی از سال ها در دهم یا شانزدهم مهر ( مهرگان ) برگزار می شد.
زمان برگزاری آیین قالی شویان در مشهد اردهال را جلال ال احمد، با مهرگان هم پیوند می داند. صدرالدین عینی در یادداشت ها، از جشنی در تاجیکستان و سمرقند یاد می کند که هر سال در ماه میزان (مهر ماه) برگزار می شد. جشنی که می تواند، با همهً دگرگونی ها، بازماندهً جشن مهرگان باشد. از زبان او بشنویم، که فارسی تاجیکی است : ... حکایت این سیر (جشن) به کسانی که وی را ندیده اند، مانند حکایه های " هزار و یک شب " دلکش و عجیب می نمود. حکایه هایی درباره طرفبازی (آتش بازی)، موشک بازی، خر تازی، تگل جنگ اندازی (به جنگ انداختن قوچ های جنگی ) آن جا می کردند. در ریان (منطقه) غجدوان کم کس یافت می شد، که هیچ نباشد، سالی یک بار رفته، آن را سیر تماشا نکند. دهقان بچگان کم بغل (تنگدست) هم، که پدرشان برای سیر خرجی داده نمی توانستند، کوشش می کردند، که کاری کرده، دو سه تنگه (واحد پول) پول یابند تا که به آن سیر رفته، تماشا کرده توانند. کسانی نیز پخته (پنبه) و خوره چینی می کردند، به خربزه کشانی و دهقانان بای (ارباب) به مرد کاری می در آمدند. و اگر هیچ کار نیابند از کشتزارها دزدی می کردند. و مانند این ها.
ماه مهر و مهرگان، در جامعه کشاورزی، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده ها، پرداختن خراج و مالیات، اندوختن نیازمندیهای زمستانی و گرمی بازارهای موسمی بوده که هنوز - هر چند نه به نام مهرگان - برگزار می شود. و نیز با تحول و دگرگونی ای که با گذشت سده ها و هزاره ها در برگزاری جشن ها و آیین ها - مانند همهً پد یده ها و زمینه های فرهنگی - روی داده و می دهد، جشن مهرگان تنها به این عنوان که نام روز با نام ماه یکی است برگزار نمی شود، بلکه بیشتر داستان و اسطورهً قیام کاوه آهنگر در برابر بیدادگری های ضحاک است که یادمان این جشن نمادین می باشد. بی گمان، باور و اعتقاد به ایزد مهر و آیین های مهری ( میترایی ) که پیش از زرتشت، در هند و ایران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سیمای دینی بیشتری افزوده بود.

پاورقی:

١ مراد این است که نام روز شانزدهم «مهرروز» است. 
٢ یعنی فریدون ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد. 
٣ مراد این‌که روز بیست و یکم که مهرگان بزرگ یا مهرگان خاصه است رام روز نام دارد و این، شش روز بعد از مهرگان عامه می‌باشد. 
٤ برای دیدن تصویر و توصیفی از این تندیس به نشریه‌ی ره آورد چاپ لوس آنجلس سال ١٣٦٦ مراجعه شود. 

منابع:

١- اوستا (نامه‌ی مینوی آیین زرتشت): جلیل دوست‌خواه 
٢- حماسه‌سرایی در ایران: ذبیح‌الله صفا  
٣- التفهیم لاوایل صناعت التنجیم: ابوریحان بیرونی (به تصحیح همایی)  
٤- لغت نامه: دهخدا 
٥- مروج الذهب: مسعودی  
٦- نشریه‌ی ره‌آورد سال ١٣٦٦

زرتشت چهره تابناک ایران باستان،تالیف منصوره میرفتاح و تارنمای ویکی پدیا

برگرفته از: آتش مقدس




:: مرتبط با: فرهنگی و اجتماعی ,
:: برچسب‌ها: ایران , باستان , جشن , مهرگان , نوروز , میثرَه , خورشید ,
نگارنده : رضا عظیمی
تاریخ : یکشنبه 1392/07/7
 


عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران، باید اُوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم.