تبلیغات
اُوج - ارزش‌های محوری سازمان


ورود به سایت گوگل
ورود به سایت یاهو
ورود به سایت آلتاویستا

نظر شما در خصوص مطالب تارنما






برای محاسبه وزن ایده آل و اطلاع از میزان اضافه وزن خود بر روی عکس کلیک کنید.





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

در زمانی كه همه چیز در حال تغییر است ، به آسانی می توان فكر كرد كه قوانین بنیادین كسب و كار نیز بسرعت تغییر خواهند یافت ، ارزش های محوری سازمان و مدیریت سازمان بر اساس این ارزشها می تواند راهنمای بسیار خوبی جهت رشد و ادامه حیات سازمانها در شرایط كنونی كسب و كار باشد ، این چنین سازمان هایی ، به عنوان واكنش در برابر تغییرات محیطی ، ارزش های محوری خود را تغییر نمی دهند . بلكه در صورت لزوم سعی می كنند محیط خود یا ساختار های قبلی خود را تغییر دهند ، تا بتوانند ارزشهای سازمان خود را حفظ نمایند . سازمان هایی كه رفتارشان حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه خودشان و مبتنی بر ارزش هاست نه ثمره اوضاع و شرایط - كه واكنشی مبتنی بر احساس است - آنها سازمان هایی عامل ، موثر و مسئولیت پذیرند.

مقدمه
« كشتی جنگی ماموریت یافته بود برای آموزش نظامی به مدت چند روز در هوایی طوفانی مانور بدهد هوای مه آلود سبب شده بود كه كاركنان كشتی دید كمی داشته باشند . در نتیجه ناخدا در پل فرماندهی عرشه ایستاده بود تا همه فعالیت ها را زیر نظر داشته باشد. پاسی از شب نگذشته بود كه دیده بان روی پل فرماندهی ، گزارش داد : نوری در سمت راست جلوی كشتی به چشم می خورد .

• نا خدا فریاد زد : آیا آن نور ثابت است یا به طرف عقب حركت می كند ؟ 
• دیده بان جواب داد : ثابت است ، كه به این مفهوم بود كه در مسیری هستیم كه به هم تصادم خواهیم كرد . 
• ناخدا به مامور ارسال علائم گفت : به آن كشتی علامت بده كه رو در روی هم هستیم ، توصیه می كنم 20 درجه تغییر مسیر بدهید .
• جواب علامت این بود : شما باید 20 درجه تغییر مسیر بدهید .
• ناخدا گفت : علامت بده كه من ناخدا هستم و آنها باید 20 درجه تغییر مسیر بدهند .
• پاسخ آمد : بهتراست شما 20 درجه تغییر مسیر بدهید .
• در این هنگام كه ناخدا به خشم آمده بود ، تفی به زمین انداخت و گفت : علامت بده كه از یك كشتی جنگی علامت فرستاده می شود 20 درجه تغییر مسیر بدهید .
• پاسخ آمد : من فانوس دریایی هستم. 
• آنگاه : كشتی تغییر مسیر داد »

(نقل از كتاب هفت عادت مردمان موثر ؛ استفان كاوی)


ارزش های محوری سازمان (core value) ، فانوس دریایی اند . تكان نمی خورند ، نباید و نمی توان آنها را شكست . با كوشش برای شكستن آنها ، خود را می شكنیم . اما می توانیم آنها را بیاموزیم و به كار بندیم . در هر سازمان سر شار از شور و اشتیاق ، رئیس واقعی ارزشها هستند ، ارزش ها رفتار مدیران را هدایت می كنند ، نه اینكه مدیریت ، دیگران را هدایت كند . در این جایگاه ، مدیر در نقش رهبر عمل خواهد كرد نه صرفا یك ناظم . در چنین سازمانی همه طرح ها ، تصمیمات و عملیات بر اساس ارزش ها هدایت و رهبری می گردند ، « مدیریت سازمان بر اساس ارزش ها ، تنها یك ابزار مدیریتی نیست بلكه روشی از زندگی كردن است » در این گفتار سعی داریم به مفهوم و جایگاه ارزشهای محوری در سازمانها (core value) ، همچنین تشریح مكانیزم و فرایند مدیریت بر اساس ارزش ها ( management by values ) بپردازیم .

 «... ارزش ها را نخست انسان در چیزها نهاد تا خویشتن را بپاید ، نخست او بود كه برای چیزها معنا آفرید . معنایی انسانی ، ازاین رو خود را انسان نامد ، یعنی ارزیاب ... » (فرید ریش ویلهم نیچه 1884-1900 )

تعریف ارزش های سازمانی :

« ارزش های محوری اصول اعتقادی دیر پا و اساسی یك سازمان بوده ، باعث رشد و نمو افراد در قالب گروه می شود . ارزش های محوری یك سازمان به عنوان اصول راهنمای جاویدان به هیچ توجیهی نیاز ندارند و برای افراد درون سازمان ارزش و اهمیت ذاتی دارند . 
ارزش های محوری سازمان می توانند به عنوان مبنایی مورد استفاده قرار گیرند كه براساس آنها سیاست ها را تدوین كرد . حتی می توان با تكیه بر آنها ، شیوه رفتار روزانه كاركنان و مبنای تصمیم گیری ها در محل كار را مشخص نمود . سازمانها می بایست به هنگام برنامه ریزی های بلند مدت ، ارزش های محوری مشخص شده خود را رعایت كنند و به هنگام ارزیابی عملكرد ، تصمیماتی را كه در این زمینه می گیرند بر پایه ارزش های محوری خود بگذارند »
ارزش ها باید در روزگار سختی به كاركنان سازمان روحیه بدهند و گرنه ارزش نیستند . ارزش ها شعار هر روزه ایی هستند كه احساس خوبی به كاركنان می بخشند ، ارزش های سازمانی ، جنبه اخلاقی منافع سازمانی می باشند. ارزشها علاوه بر همگانی بودن شخصی نیز هستند .

«« اگر می خواهیم پیشرفت داشته باشیم باید به گذشته ( عقب ) برگردیم و ارزش ها (value) را مجددا كشف نماییم ، تمام این موقعیتها وابسته به بنیان های اخلاقی بوده و با روحیات شخصی كنترل می گردد »»(Martin luther king 1929-1986

ارزش های محوری - كد های اخلاقی سازمان :
ارزش های محوری سازمان را كد های اخلاقی سازمان نیز می نامند ، این كد ها اصول راهنما در سازمان هستند كه رهنمودی برای تصمیم گیری و رفتار ها خواهد بود . در یك سازمان ، اصول اخلاقی خوب ، پیش شرط مدیریت استراتژیك ( strategic planning) خوب است . اصول اخلاقی خوب یعنی سازمان خوب ، در همه جنبه های تدوین ، اجرا و ارزیابی استراتژی ها و به هنگام تصمیم گیری در این زمینه ها باید ارزش های محوری رعایت شوند و مورد توجه قرار گیرند . 

مدیریت بر مبنای هدف ( 
Management by objective- MBO )

همانگونه كه مستحضرید هدف، مقصودی است كه سازمان با تمامی موجودیت و توان عملیاتی خود تلاش می كند به آن دست یابد ، اهداف پیش از هرگونه اقدامی باید به وضوح تعیین ، تفهیم و اعلام شود .
اهداف با هدایت كردن تلاش كاركنان به سمت یك نقطه معین جهت حركت سازمان را مشخص می كنند . اگر اهداف سازمان ، شفاف و قابل درك باشند ، می توان بر اساس انها استاندارهای مشخصی را برای ارزیابی عملكرد سازمان وضع كرد ، برای همین ، اهداف را باید كمیت بندی كرد .
در مدیریت بر مبنای هدف ، افراد مافوق و زیر دست ، مشتركاً اهداف را برای زیر دستان تعیین می كنند ، كه انان نیز به نوبه خود ، از اهداف بالاتر پشتیبانی می كنند . میزان دستیابی زیر دستان به اهداف مقرر ، عاملی برای ارزیابی عملكرد تلقی می شود . 
توجه خوانندگان عزیز را به این نكته جلب می نماییم كه ، نكته حائز اهمیت این است ، در شرایط كنونی كسب و كار ( سرعت تغییرات و شرایط پرتلاطم و گاها مبهم تجارت ) ، سازمانها نمی توانند تنها با تكیه بر اهداف تعیین شده ، همواره در مسیر رشد به حركت خود ادامه دهند . بعبارت دیگر فرایند تعیین هدف و هدفگذاری برای واحد های مختلف سازمان ، بتنهایی ضمانت قطعی و لازم را در دستیابی سازمان به اهداف مورد نظرش در پی نخواهد داشت ، سازمانها جهت دستابی به این مهم به ابزاری دیگر نیازمندند ، كه بتوانند درهر لحظه با بكارگیری ان راه خود را بازشناسند و درست را از نادرست ( عملكرد اثر بخش و عملكرد فاقد اثربخشی ) تشخیص دهند ، این ابزار مقوله ارزش های سازمانی و فرایندی بنام مدیریت بر اساس ارزشهاست .

با چه ارزش های كلیدی می خواهید استراتژی ها و تاكتیك های تجارتی خود را پیش ببرید و كدامیك اولویت دارند؟

مدیریت بر اساس ارزش ها( MBV - management by values ) 
در مدیریت بر مبنای ارزش ها همه طرح ها ، تصمیمات و عملیات در سازمان بر اساس ارزش ها هدایت و رهبری می گردند . 
توجه به این نكته ضروریست كه این سازمان ها نیستند كه مدیریت بر اساس ارزش ها را موثر می سازند، كار كاركنان است كه این تاثیر را ایجاد می كند . بعبارت دیگر دلیل اینكه مدیریت بر اساس ارزش ها موثر واقع شود ان است كه تعیین ارزش ها و عمل بر اساس انها یك عمل انسانی است . 
اولین گام در به كارگیری مدیریت بر اساس ارزشها در یك سازمان ، پذیرش خالصانه فلسفه آن توسط عموم است ، كاركنان باید ایمان بیاورند كه mbv از جالب ترین موضوعات برای سازمان و گروه های سهامداران كلیدی در طی زمان می باشد .

اهداف(objective) و ارزش ها (Values ) : 
براساس هدف ها ، در یك سازمان یك یا معدودی از نفرات ( مدیران و مسئولین ) مد نظر و مهم هستند ، اما براساس ارزش ها همه ( همه كاركنان ) مهم هستند ، شما مجازید بر سر هرفها مذاكره و توافق نمایید ، در حوزه اهداف بعضی از اوقات ، سر راست ترین مسیر به جایی كه قرار است به آن برسید یك خط یا مسیر مستقیم نیست ، اما بر اساس ارزش ها ، مسیر ها همیشه مستقیم هستند ، رهبران و گردانندگان باید پافشاری كنند كه همه این خط مستقیم را دنبال كنند . 
ارزش ها به شیوه اهداف تعیین نمی شوند ، اهداف بر اساس انكه در دقیقه و ثانیه ایی كه آن را اعلام می كنید تحقق خواهد یافت ، تعیین می شوند ، ارزش ها به این روش تعیین نمی شوند ، شما می توانید هر ارزشی را كه میل دارید تعیین كنید ، هرچند ارزش ها را رهبران و مدیران تعیین می كنند اما ارزش ها فقط وقتی واقعی می شوند كه تمامی كاركنان از جمله مدیران ارشد درعملكردشان انها را دخالت دهند و به دیگران نیز تاكید كنند تا آن طور رفتار كنند .


اهداف (Goals )

ارزش ها (Values )

اهداف متعلق به آینده هستند

ارزش ها باید در حال محترم شمرده شوند


اهداف تعیین می شوند

ارزش ها رعایت می شوند


در حوزه اهداف بعضی اوقات سر راست ترین مسیر به جایی كه قرار است به آن برسید یك خط یا مسیر مستقیم نیست

بر اساس ارزش ها ، مسیر ها همیشه مستقیم هستند

اهداف به كاركنان ابلاغ می شود .

ارزش ها بر كاركنان اعمال نمی شود بلكه با آنها عمل می كند، این یك فرایند دسته جمعی است


« جدول شماره 1 ، مقایسه ماهیت اهداف و ارزشها »

ساختار سازمانی / ارزش های سازمانی

در سازمانی كه حقیقتا به وسیله ارزش ها مدیریت می شود - مدیریت بر مبنای ارزش MBV جاریست - فقط یك رئیس وجود دارد و آن ارزش هایی است كه سازمان برای خود تعیین كرده است . همانگونه كه عنوان گردید ، در چنین سازمانی همه طرح ها ، تصمیمات و عملیات در سازمان بر اساس ارزش ها هدایت و رهبری می گردند . 

ارزش های سازمان

هیئت مدیره

مدیر عامل

بقیه سازمان

« جدول شماره 2 ، ساختار سازمانی در سازمانهای ارزش محور»


هیئت مدیره

مدیر عامل

بقیه سازمان

« جدول شماره 3 ، ساختار سازمانی در سازمانهای »


برنامه ریزی استراتژیك / ارزش های سازمانی 
اجزای مهم جهت‌گیریهای استراتژیك یك سازمان ، كه با توجه به ارزیابی¬های محیطی و شناخت نیاز مشتریان ، سمت و سوی حركت سازمان را تعیین می‌كند ، عبارتند از: 

1. بیانیه ماموریت(mission) ”ماموریت“, مقصود و ارزش‌های اصلی سازمان (و حوزه عملكرد آن) را مشخص می‌نماید. در واقع, عبارتی است كه دلیلِ وجودِ سازمان (یا فلسفه وجودی آن) را بیان می‌دارد. كه به دلیل نقش محوری خود و نیز ماهیت ابهام برانگیز آن باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. 
2. چشم‌اندازی(vission)” دیدمان استراتژیك“, فرای بیانیه ماموریت سازمان رفته و چشم‌اندازی را مشخص می‌كند كه شركت (یا سازمان) بدان‌جا می‌رود و به آن تبدیل می‌شود. كه سازمان در مورد آینده خود و جایگاه خود نسبت به دیگران ترسیم می‌كند.

3. بیانیه ارزشها و اصول اخلاقی (values)كه افراد سازمان ملزم به رعایت آن می‌باشند كه ممكن است ناشی از منطق، قانون و یا حتی سنتهای جاری باشند.
4. فرضیاتی در مورد شرایط محیط پیرامون سازمان ( environmental scanning
5. استراتژیهای انجام كار( operation plan ) كه بصورت برنامه¬های عملیاتی ارائه می‌شوند.

همانگونه كه عنوان شد بیانیه ارزشها core values) ) از اجزای اصلی در برنامه ریزی های استراتژیك سازمانها می باشد . 

« شكل شماره 1 . مدیریت استراتژیك و ارزش های سازمانی »

توجه داشته باشیم كه ، پایدار بودن ارزشها در سازمان با رعایت موارد ذیل میسر خواهد شد : 

• با همسو كردن تصمیمات استراژیك و اعمال روزانه با ارزش ها .
• تمایل به اعتقاد داشتن به یك سری از ارزش های مورد توافق و تایید شده . 
• كوشش مداوم برای بكار گرفتن ان ارزشها .

نقش استراتژیك ارزش های سازمانی :

« شكل شماره 2 . نقش استراتژیك ارزش های سازمانی »

** ذی نفعان سازمان( stakholders) شامل گروه : مشتریان ، كاركنان ، شركاء ، خرده فروشان محصولات ، سهامداران و جامعه میشود . 

**ارزیابی نقاط قوت ، نقاط ضعف ، فرصتها و تهدیدهای سازمان را به اختصار تحلیلS.W.O.T می نامندStrengths, Weaknesses, Opportunities, and Threats(SWOT) analysis

ارزش ها ی سازمانی 
موضوع تعریف كردن یا دوباره تعریف كردن هدف فقط یك فرایند عقلی نیست كه منجر به رسیدن به یك نتیجه منطقی می شود . باید به عمق بیشتری رفت ، به سطحی از ارزش های درونی خود ، آن ارزش های كلیدی ایی كه روش رسیدن به هدف را برای شما و یا سازمانتان شكل و جهت می دهد چیست ؟ 
خاطر نشان می كنیم كه ارزش های سازمانی (تعهدات) جنبه نمادین ندارد – بلكه بخشی از برداشت ما از یك فلسفه كلی است – ترقی دائم از طریق تعهد به عمل كردن بر اساس ارزش های بیان شده . 
ارزش های محوری یك سازمان می تواند یك یا چند مورد از موارد ذیل باشد . شایان ذكر است ارزش های محوری سازمان در واقع ارزش های محوری كاركنان آن سازمان می باشند . زیرا كه افراد به منزله روح سازمان بوده ، به آن زندگی و پویایی می بخشند . برخی از ارزش های محوری سازمان ها عبارتند از :


• شناخت 
• صلاحیت و شایستگی 
• صلح و آرامش 
• صمیمیت 
• ظرافت 
• عشق و علاقه 
• كارایی 
• كسب شهرت 
• كیفیت ارتباطات 
• لذت بردن 
• ماجراجوئی 
• محترم دانستن خود 
• محل كار به منزله خانه 
• نظم 
• نفوذ 
• نیكوكاری 
• وفاداری 
• وقار 
• اخلاقیات 
• آزادی 
• آزادی عمل و فكر 
• استقلال 
• استواری و پایداری 
• اعتقاد به دین 
• درستی و صداقت 
• رقابت 
• رهایی از ترس و بیم

• اجتماعی بودن 
• اقتدار 
• اموزش 
• انجام كار با كیفیت
• امنیت شغلی 
• امنیت و آسایش خاطر 
• با فرهنگ بودن 
• با مسئولیت بودن 
• پر معنی بودن 
• پول 
• پیشرفت شغلی 
• تغییر 
• ثبات و پایداری اقتصادی 
• ثروت 
• جوانمردی 
• حریم 
• خدمات همگانی و عمومی 
• خرد 
• خلاقیت 
• خلوص 
• دادن ارزش و اعتبار به خود 
• داتن ارتباطات 
• داشتن اوفات فراغت 
• داشتن سرگرمی 
• داشتن معنویات 
• داشتن مهارت 
• دانایی

« جدول شماره 4 ، ارزش های سازمانی »

سازمان ها و شركت ها بسته به نوع دیدگاه و شرایط محیطی و محاطی خود اقدام به تعیین ارزش های محوری خود می نمایند . سازمان ها غالبا بین 3 الی 5 ارزش را انتخاب می نمایند . سازمان ها باید در تعیین ارزش های محوری خود بسیار دقت و حساسیت داشته باشند . زیرا پایه شهرت یك شركت بر اساس كارهایی قرار دارد كه افراد شركت بطور روزانه می دهند . شهرت شركت ها- كه ارتباط مستقیمی با ارزشهای منتخب آن دارد- می تواند بر مبنای صداقت میان رده های مختلف سازمان ، رعایت اصول كیفیت محصولات ( مشتری مداری ) و یا . . . باشد.


فرایند مدیریت بر اساس ارزش ها(MBV - management by values ) 

1. مرحله اول : مشخص نمودن پیام و ارزش ها ( تعیین ارزشها ) . 
2. مرحله دوم : ارتباط بر قراركردن به طور موثر .
3. مرحله سوم : همسو كردن كارهای روزانه با ارزش ها .

مرحله اول MBV - مشخص نمودن پیام و ارزش ها ( تعیین ارزشها ) :
برای رسیدن به ارزش های محوری ، یك سازمان می بایست از افراد كلیدی آن سازمان در مورد باورهای ایشان به عنوان عضوی از خانواده سازمان خود ، سئوال شود . یك راه تشخیص ارزشهای محوری موبوط به برگزاری جلسات مباحثه با حضور كلیه كاركنان كلیدی یك سازمان می باشد . راه دیگر بمباران مغزی افراد با ارزش های محوری بالقوه می باشد تا بدین ترتیب اذهان ایشان برای شناسایی ارزش های محوری اصیل خود در سازمان اماده تر شود به هر حال مرحله اول یعنی مشخص نمودن پیام و ارزش های سازمان را با اقدامات برشمرده ذیل می توان تعیین نمود : 

1. ابتدا شیوه مدیریت بر اساس ارزش ها را مورد تایید صاحب شركت قرار دهید .
2. مدیریت عامل نظر خود را در مورد ارزش ها می دهد .
3. تیم مدیریت ( مدیران میانی ) بدون حضور مدیریت عامل نظر خود را می دهد . 
4. مدیریت عامل نظر خود را با نظر تیم مدیریت مقایسه و هماهنگ می كند .
5. گروه های متمركز كارمندان نظر خود را می دهند . 
6. طرح نهایی باید مورد بررسی مشتریان و گروه های مهم دیگر قرار گیرد .

تمام نظر ها را باید تركیب كرد و طرح پیام و ارزش های پیشنهاد شده را برای تایید نهای د راختیار هیئت مدیره و هیت مالكان قرار داد . 

در تعیین ارزشها توجه به نكات ذیل حائز اهمیت می باشد :

• باید بگذاریم ان ارزش ها كاملا واضح شوند ( بدینوسیله پیام شركت خود را تعریف می كنید) .
• برای اطمینان یافتن از اینكه فهرست ارزش ها واقعا نشان دهند ارزش هایی باشد كه می خواهید شركت شما با انها شناخته شود و عمل كند ، باید از آن رفع ابهام كنید . هرچه ساده تر ، سر راست تر و فهم آن آسانتر باشد بهتر است . 
• پیام و ارزش ها بایستی با تجمسی كه مردم از شركتتان دارند همسو باشد .
• وقتی با گروه مدیریت در مورد پیام شركت توافق رسیدید و ارزش ها را برحسب اولویت تعیین كردید ، ابتدا باید دریابید كه كاركنان شركت چه فكر می كنند . 
• باید اطمینان حاصل كرد كه كاركنان حقیقتاً معنای ارزش ها را می فهمند و درك می كنند . 
• باید دریابید كه آیا كارمندان واقعا به پیام و ارزش های شركت اعتقاد و علاقه دارند یا نه ، ارزش ها تاوقتی كه انها را با كار عملی خود همراه نكنند فاقد معنا هستند . 

• كاركنان باید به سئوالاتی مانند پرسش های زیر پاسخ دهند : 

1. آیا از نظر انها پیام وارزش ها ، خط راهنمایی است كه می توانند خود را با آن تطبیق دهند تا بالندگی شركت را حفظ كنند؟ 
2. آیا پیام و ارزش ها حقیقتا زمینه را برای ارتباطات و تصمیم گیری های روزمره در كل سازمان فراهم می آورد؟ 
3. آیا پیام و ارزش ها قواعد جدیدی برای تعیین منابع و حل مسائل كار و كاركنان فراهم می آورند؟ 

• وقتی بر اساس بازخورد كارمندان ارزش ها را مورد بازبینی قرار دادید . آنگاه باید بررسی نهایی را با مشتریان و كسان مهم دیگر – چون جامعه ، رهبران صنعتی و كارپردازان – انجام دهید .

روش عملی تعیین ارزش های سازمانی : 

1. گروهی از كاركنان خود را انتخاب نماید ( مجموع نفرات ترجیحاً زوج باشند ، این تكنیك برای گروههای شش الی سی نفره بهترین كاربرد را دارد ) دامنه نفراتی كه بایستی مد نظرتان باشد شامل : مالكان ، مدیریت ارشد ، مدیران میانی ، سایر كاركنان ، مشتریان و شركا تجاری كلیدی باشند . 
2. برگه ایی از لیستی ارزش های سازمانی را ( مشابه جدول شماره 4) در اختیار هر یك از اعضا گروه مورد نظرتان قرار دهید، در صورتیكه موارد دیگری مد نظر شركت كنندگان هست اجازه بدهید آنها را به لیست ارزش های خود بیفزایند .
3. از هر یك از اعضا بخواهید بطور انفرادی هریك ، سه ارزش مورد نظر خود را انتخاب و سپس بر اساس الویت مرتب نمایند .
4. از كاركنان بخواهید كه بصورت گروه های دونفره ( جفت جفت ) در مقابل یكدیگر بنشیند ، از انها بخواهید در مدت زمان مشخصی ( مثلا ده دقیقه ) ، بر سر سه ارزش از میان شش ارزش منتخب خود به توافق رسیده و انها را بر حسب اهمیت مرتب نمایند . 
5. پس از انكه گروههای دو نفره به سه ارزش مشترك دست یافتند ، گروه های چهار نفره تشكیل دهید ، بنحوی كه دو تیم دونفری سه ارزش را به مباحثه می گذارند زمان مورد برای گروه های چهار نفری تقریبا دو برابر گروه دو نفری است .

6. همینطور، هرچه گروه بزرگتر باشد مدت زیادتری وقت لازم است . در مراحل بعدی ( گروه های بزرگتر ) نماینده ای برا ی مباحثه ، توسط گروه تعیین می شود .
توجه داشته باشید در هنگام بكارگیری این روش این نكته را به شركت كنندگان گوشزد نمایید كه ، بسیاری از ازرش های سازمانی ، دارای معانی مشابهی هستند و افراد در مباحثه ها باید بدقت به یكدیگر گوش فرا دهند و ببیند در چه مواردی در ابتدا توافق دارند . روش فوق را می توان به بیان ساده تر این چینین عنوان كرد : 

الف. لیست ارزشها مشخص است . 
ب. دور ارزش هایی كه برای شما مهمند را خط بكشید 
پ. سپس سه تا از مهمترین ارزشها را به ترتیب اهمیت فهرست كنید . 

مرحله دوم MBV - ارتباط بر قراركردن به طور موثر :
پس از تعیین پیام و ارزش های سازمان ، اكنون مرحله دوم فرایند مدیریت بر اساس ارزشها آغاز می شود – گفتگو كردن در مورد پیام و ارزش ها ، بعبارتی دیگر وقتی پیام و ارزش ها را تعیین و مشخص ساختید ، بایستی انها را با تمام ذی نفعان سازمان در میان گذارید و در نهایت تمام توجه خود را به عملكرد ها و رفتارهای سازمانی معطوف كنید تا مطمئن شوید كه انها با مقاصد اعلام شده ، الویت ها و اهداف جنبی مطابقت دارند، این مهم از طرق مختلفی قابل انجام است كه در ذیل به برخی از انها اشاره می نماییم :

1. گفتگو كردن در مورد پیام و ارزش ها از طریق رخداد ها در سازمان و واحد ها ( جلسات ، جشن ها و ... غیره ) . 
2. گفتگو كردن در مورد پیام و ارزش ها از طریق موارد ارتباطی ( پوستر ها، بروشورها ، كارت ها و غیره ) :
وقتی پیام و ارزش ها به طور مداوم در مقابل كاركنان قرار داشته باشد بهتر می توانند كارشان را انجام دهند ، پوستر ها و كارت های رو میزی برای این است كه همه اگاهی اساسی از پیام و ارزش های سازمان داشته باشند . مكان های مناسب جهت نصب این موارد می تواند یك یا چند مكان از مكان های ذیل باشد : 

• در جایی كه گروه ها و یا واحد ها به كار می پردازند نظیر اتاق های كنفرانس ، در جاهایی كه كاركنان گرد هم می ایند ، یا از مشتریان پذیرایی می شود . 
• درب ورودی ساختمان سازمان .
• جلوی درب هیئت مدیره .
• كلاس های اموزشی .
• سالن های غذا خوری .
• سالن اجتماعات .
• و هر جای دیگر ... 

3. گفتگو كردن در مورد پیام و ارزش ها از طریق مكانیزم های رسمی ارتباطی ( روزنامه ها ... و غیره ) .
4. گفتگو كردن در مورد پیام و ارزش ها از طریق كارهای غیر رسمی ارتباطی نظیر ثبت سرگذشت ها ، پیام های پستی ، تلفنی ، ای میل و غیره (كتابچه داستان های موفقیت ) .

مرحله سوم MBV - همسو كردن كارهای روزانه با ارزش ها 
مرحله سوم فرایند مدیریت بر اساس ارزشها در یافتن پاسخ به این سئوال است كه این ارزش ها ، خود را چگونه در برخوردهای روزانه با جهان اطراف نشان می دهند و ابراز می دارند؟ 
جواب : هم سو كردن كارهای روزانه با ارزش ها ، اما همسوئی با ارزش ها بدون تغییر دادن عادات ، اعمال و نگرش ها به دست نمی اید زیرا موقعیت واقعی ( ارزش محوری در سازمان ) از طریق شعار دادن حاصل نمی شود ، بلكه از به مرحله عمل در اوردن ارزش ها به طور مداوم در فعالیت های روزانه به دست می آید ، از اینرو مرحله همسو كردن قلب و روح سفر مدیریت بر اساس ارزشهاست . 
فسلفه فرایند همسو كردن ، تعریف كردن و دوباره تعریف كردن ارزش ها و اهداف و سپس وارد كردن ان در اعمال روزانه ، بطوریكه برای آدمی حقیقتا دارای معنا باشد و همچنین برای اشخصاص ، اصول و تعهدای را به بار آورد كه انسان در پی پروش انهاست .
و بدانیم كه وقتی كاركنان عادی در جهت ارزش های مشترك همسو و در یك پیام مشترك متحد شوند كارهای خارق العاده ای انجام می دهند . 
در این راستا وظیفه رهبران سازمان این است كه بر توجه به ارزشها پافشاری كنند .موفقیت این فرایند بستگی به مدیریت ارشد سازمان و رهبران بالای دیگری دارد كه حرف و عملشان یكی باشد . یكی از چیزی هایی كه مدیریت می تواند جهت ایجاد جو اعتماد بین كاركنان انجام دهد ، ان است كه تغییراتی را كه آنان ( در راستای تحقق ارزشهای سازمانی ) توصیه می كنند ، بسرعت ایجاد كند .

رهبران سازمانها جهت موفقیت در همسو كردن كارهای روزانه با ارزشها، سه دسته كار و فعالیت بایستی به انجام رسانند : 

1- كارهای ساختاری 

• مدیریت و پیشرفت استراتژیك : در همه جنبه های تدوین ، اجرا و ارزیابی استراتژی ها و به هنگام تصمیم گیری در این زمینه ها باید ارزش های محوری رعایت شوند و مورد توجه قرار گیرند .
• سیستم ها و فرایندهای سازمانی : همه طرح ها ، تصمیمات و عملیات در سازمان بر اساس ارزش ها هدایت و رهبری می گردند . 
• جایزه دادن و قدردانی كردن : ایجاد مكانیزم انگیزشی با محوریت رعایت ارزشها توسط كاركنان و واحد ها ی مختلف سازمان . 

2- كارهای گروهی 

• تمرین موثر اعضا : در رعایت و بكارگیری موثر ارزشها در فعالیتهای روزانه . 
• فرایند های گروهی . 
• مسائل رفاهی تیمی گروهی 

3- كارهای فردی 

• خود مدیریتی و خودسازی : اعتقاد و التزام عملی و شخصی به ارزشها . 
• حل كردن مسائل و تصمیم گیری : با معیار ارزشها . 
• تمرین های رهبری : در هدایت كاركنان سازماننسبت به توجه بر ارزشها . 

ارزشهای سازمانی / معیارهای تصمیم گیری : 
در سازمانهایی كه بر اساس ارزش ها مدیریت می شوند ، ارزش های سازمانی ، معیار تصمیم گیری ها دركلیه سطوح سازمانی می باشند بنحوی كه : 
• در هر موقعیت تصمیم، ارزش ها اهمیت بنیادی دارند و موضوعیت گزینه ها فقط به این خاطر است که ابزاری برای تحقق ارزش ها هستند. بنابراین در تفکر نخست باید بر ارزش ها تمرکز کرد و نه گزینه هایی که احتمالا آن ارزش ها را محقق می سازند. تفکر ارزشی را به طور خلاصه می توان خلاقیت هدایت شده برای تصمیم گیری دانست .

• مقصود از بیان رسالت، بصیرت و ارزش‌های سازمان، این است كه استانداردهای علمی، برای راهبری فعالیت‌های كاركنان هستند اینها اسناد با ارزشی برای جلوگیری و حل مشكل تعارض هستند، اما برای این كه مفید واقع شوند باید مقاصدی بیشتر از یك سری شعار داشته باشند. افراد سازمان همگی باید موافق با مأموریت و بینش و ارزش‌های سازمان باشند زیرا قبول نكردن آن‌ها، خود می‌تواند منبعی برای بروز تعارض گردد. معیارهای عملی دیگری كه می‌تواند فعالیت‌ها و تصمیم‌های داخل یك سازمان را راهنمایی كند، اهداف كوتاه مدت و بلند مدت و طرح‌های استراتژیك را شامل می‌شود.

• هر تصمیم یا كشمكش یا اختلاف نظر تیمی باید همسو با ارزشهای سازمانی گرفته و حل و فصل گردد .

ارزش ها - ارزش های مشترك - همچون مغناطیسی قدرتمندند كه همه كاركنان را به سوی یك موضوع مشترك هم جهت می نمایند . 


نتیجه گیری :
سازمان ها را می توان به مثابه كشتی روایت استفان كاوی ( داستان عنوان شده درمقدمه ) قلمداد كرد و هوای مه آلود و طوفانی دریا را شرایط بسیار متغیر كسب و كار در عرصه كنونی تجارت نامید ، براستی در چنین شرایطی به فرض تعیین اهداف و مقصد آیا می توان اطمینان حاصل كرد كه تمام كشتی ها به مقصد خود می رسند ؟ قطب نماها ،ابزار های جهت یاب ، فانوس های دریایی چه نقشی در این ماجرا دارند ؟
در شرایطی كه عمدتا تصمیم گیری های در حالت عدم قابلیت اطمینان اخذ می شود و یا سلیقه مشتریان ( بازار ) بسرعتی بیش از قابلیت فرایندهای سازمانمان تغییر می كند و یا سازمانهای رقیب هر روزه به مزیت های رقابتی خود می افزایند و بواسطه ان سهم بازار دیگر سازمانها را تهدید می كنند ، و تكنولوژی های جدید و بدیع بسرعت جلوه می كنند ، در چنین فضائی رقابت روز به روز سخت تر می شود ، بعبارت دیگر در چنین شرایطی صحنه و عرصه حیات و حركت سازمانها مه آلودتر،طوفانی تر و پرتلاطم تر خواهد شد ، درچنین اوضاعی سازمانها نیاز به معیار ها و اصولی ثابت جهت شناسایی مسیر درست از مسیر نادرست هستند در هر لحظه می باشند . 
ارزش های واقعی سازمان ، معیار مطمئن تصمیم سازی ها هستند . ارزش های واقعی یك سازمان به عنوان اصول راهنمای جاویدان به هیچ توجیهی نیاز ندارند و برای افراد درون سازمان ارزش و اهمیت ذاتی دارند .
در سازمانهای ارزش مدار ، همه طرح ها ، تصمیمات و عملیات در سازمان بر اساس ارزش ها هدایت و رهبری می گردند .

منابع و ماخذ : 

• كن بلانكارد – مایكل اكانر ؛ مدیریت بر اساس ارزشها ؛ مترجم : كامران پروانه ؛ نشر آبنگاه 1382 . 

• جیمز بافورد – آرتور جی.بدیان – جیمز آر . لیندنر ؛ مدیریت در ترویج management in extension ؛ مترجمان : محمد چیذری – رضا موحدی ؛ نشر نور علم 1381 .
• كنت بلانچارد - شلدون بالز ؛ گانگ هو(Gung Ho ! ) مدیریت شگفت انگیز ؛ صدیقه ابراهیمی ؛ نشر نسل نو اندیش ؛ زمستان 1383 .
• فرید ریش ویلهم نیچه ؛ چنین گفت زرتشت – كتابی برای همه كس و هیچ كس ؛ مترجم : داریوش آشوری ؛ نشر اگاه 1375 . 
• استفان كاوی ؛ هفت عادت مردمان موثر ؛ مترجم : گیتی خوشدل ؛ نشر پیكان .
• فرد دیوید ؛ مدیریت استراتژیك ؛ عنوان اصلی Strategic ManagementConcepts & Cases ؛ مترجم : قربانی زاده ؛ نشر سازمان بسیج دانشجوئی .
• سیدبابك علوی ؛ ترجمه - ارزشهای فرهنگی وجهت گیریهای كاركنان ؛ sbalavi@yahoo.com.
• محمدرضا میرزا امینی؛ ترجمه - برنامه‌ریزی و مدیریت استراتژیك ؛ www.sharifthinktank.com

مدیران ایران



:: مرتبط با: مدیریت ,
:: برچسب‌ها: سازمان , تغییر , قوانین بنیادین , كسب و كار , ارزشها , ارزش های محوری سازمان , core Value , management by values ا , صول اعتقادی ,
نگارنده : رضا عظیمی
تاریخ : شنبه 1392/02/7
 


عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران، باید اُوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم.