تبلیغات
اُوج - سیزده‌بدر


ورود به سایت گوگل
ورود به سایت یاهو
ورود به سایت آلتاویستا

نظر شما در خصوص مطالب تارنما






برای محاسبه وزن ایده آل و اطلاع از میزان اضافه وزن خود بر روی عکس کلیک کنید.





» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

سیزده‌به‌در سیزدهمین روز فروردین ماه (تیر روز از فروردین ماه برابر با 13 فروردین در گاهشماری ایرانی) و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد .

واژه «سیزده به در»

مشهور است که واژه ی سیزده به در به معنای « در کردن نحسی سیزده» است . اما وقتی به معانی واژه ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می تواند جایگزین شود .به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می داند.

چو هر دو سپاه اند آمد ز جای         تو گفتی که دارد در و دشت پای

یکی از معانی واژه «به» ، « طرف و سوی » می باشد . مانند اینکه می گوییم «به فروشگاه» .پس با نگاهی کلی می توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای « سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می دهد.

سیزده‌بدر یكی از بهترین روزهای نوروز می‌باشد. مردم پس از انجام 12‌روز برگزاری جشنهای سال نو، روز سیزدهم را در دل طبیعت می‌گذرانند. این روز یك نمایش ملی است. مردم گروهی معتقدند كه برای دور‌كردن نحسی این روز باید از خانه خارج شوند و سیزده بدر كنند تا نحسی روز در طبیعت به در شود. در این روز سبزه‌های سبز شده را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سین بوده به آب روان می‌سپارند. خوراكیهای باقیمانده نوروز، به مصرف می‌رسد، بساط بازیهای دسته‌جمعی پهن است. روز سیزدهم، كمتر كسی در منزل می‌ماند.

در ساعت اول روز خیابانها شلوغ و پر‌رفت و آمد است. پاركها مناظر طبیعی اطراف شهر پذیرای میلیونها زن و مردم و جوان و پیر و كودك است. خانواده‌ها با صفا و صمیمیت در كنار هم می‌نشینند و گل می‌گویند و گل می‌شنوند. مردمی كه در طول سال، در هیاهوی شهر، پی نام و نان هستند و با هم روباطی سرد و خشك دارند، در این روز تغییری در رفتارشان روی می‌‌دهد، همه مهربان و شادمان هستند. گویی بهترین روز سال همین روز است. هر‌چند گروهی آن را نحس می‌شمارند، اما در این روز همه چیز و همه كس رنگ شادی دارد.

پس آیا روز سیزده‌بدر نحس است یا مبارك؟ گروهی چنین بیان می‌دارند كه: روز سیزده هر‌ماه در جدول سی روز ایران باستان، مربوط است به فرشته تیر یا تیشتر كه ستاره باران است و ارتباط با آب و باران دارد، و بسیار روز خجسته و مباركی است. در مورد فرشته تیر و جشن تیرگان كه در سیزدهم «تیرروز» در تیرماه، برگزار می‌گردد، در جای خود سخن به میان آمده است.  در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نیز روز سیزدهم مبارك آمده است. مردم باستان در مورد این روز معتقد بودند كه جمشید شاه (بنیانگذار نوروز) روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم، خیمه و خرگاه برپا می‌كرد و بار عام می‌داد. چندین سال متوالی این كار را انجام داد كه در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و مراسم درآمد.

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیومن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.

همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.
برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.

در تقویم اعراب، سیزده هر‌ماه روز نحس بود و پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند. ابونصر فراهی در مورد نحسی ایام سال چنین سروده است:

هفت روزی نحس باشد در مهی
                                       زان حـذر كن تا نیـابـی هیچ رنج
سـه و پنـج و سیـزده بـا شــانـزده
                                                  بیست و یك و بیست چهار و بیست پنج

از سویی دیگر پس از نفوذ فرهنگ سامی نوبت به رخنه ی فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست و مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن گربه ی سیاه رنگ»، «احتمال رویدادی شوم پس از رد شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه روی میز آشپزخانه»، «خوش شانسی آوردن نعل اسب» و بسیاری موارد خرافی دیگر که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند و برای ما خنده آور هستند.

اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)

اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.
همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

فروردین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است. و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان رسمی روزهای جشن نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها «حسن ختامی بود بر بزرگ ترین جشن سال».

در کتاب « المحاسن و الاضداد » گفته شده :
«... در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند و کـُشتی که از پشم گوسفند بافته می شود، شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود، می بستند.» عدد شش اشاره است به شش گاههنبار و عدد دوازده به یاد دوازده ماه است و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا اشاره است.

در تحلیلی دیگر این‌طور بیان می‌گردد:

ایرانیان پس از دوازده روز جشن‌گرفتن و شادی‌كردن كه به یاد دوازده ماه از سال است، روز سیزدهم نوروز را كه فرخنده است به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌كردند و در حقیقت بدین ترتیب رسمی‌بودن دوره نوروز را به پایان می‌رسانیدند.

در تحلیل دیگر كه بر مبنای نظرات مهرداد بهار می‌باشد چنین بیان می‌گردد: اعتقاد به عمر 12‌هزار ساله جهان نزد زرتشتیان، تحت تأثیر نجوم بین‌النهرین است كه معتقد بودند هر‌یك از دوازده اختر كه خود به یكی از برجهای دوازده‌گانه حاكم است، هزار سال به جهان حكومت خواهد كرد. بدین روی عمر جهان دوازده هزار سال است و در پایان دوازده هزار سال، آسمان و زمین درهم خواهد شد. به اعتقاد مهرداد بهار، اصل اعتقاد به دوازده هزار سال، و دوازده ماه سال تأثیر معتقدات بابلی است. پس از دوازده هزار سال، آشفتگی آغازین باز می‌گردد. پس جشنهای دوازده روز در فروردین آغاز سال، با سال دوازه ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوطه است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می‌آمد، سرنوشت سال خود می‌انگاشت.

از پیش از نوروز انواع دانه‌ها را می‌كاشتند و هر دانه‌یی كه در طی این دوازده روزه بهتر و بیشتر رشد می‌كرد، آن دانه را برای كاشت آن سال به‌كار می‌بردند و گمان داشتند اگر روزهای نوروزی به اندوه بگذرد همه سال به اندوه خواهد گذشت.

بهار می‌نویسد: «12‌روز فروردین نماد همه سال بود و چون پس از 12‌هزار سال عمر جهان، آشفتگی نخستین باری دیگر باز می‌گشت، پس در پایان دوازده روز نیز یك روز نشان آشفتگی نهایی و پایان سال را بر خود داشت. در این روز كار‌كردن و نظام عمومی را رعایت‌كردن نیز از میان بر می‌خاست و شاید عیاشیها و اوجی باری دیگر برای یك روز باز می‌گشت. نحسی سیزدهم عید نشان فرو ریختن واپسین جهان و نظام آن بود».

آیین‌های سیزده‌به در
این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

  • گره زدن سبزه
  • سبزه به رود سپردن
  • خوردن کاهو و سکنجبین
  • پختن غذاهای متنوع به ویژه آش رشته

علاوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است، بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.


علف یا سبزه گره زدن
یكی از كارهای روز سیزده‌بدر، علف گره‌زدن است. در‌مورد سابقه این رسم می‌گویند كه مربوط است به فرزندان كیومرث. یعنی اولین زوج یا اولین پدر و مادر (مشیه و مشیانه). زرتشتیان معتقدند چون این دو با هم ازدواج كردند، دو شاخه «مورد» را گره زدند و پایه ازدواج خود را بنا نهادند و از آن زمان به بعد این رسم معمول گردید.
در مجمل التواریخ چنین آمده است: «اول مردی كه به زمین ظاهر شد، پارسان او را گل شاه گویند؛ زیرا كه پادشاهی او الا به گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند كه مشیه و مشانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج كردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند به وجود آوردند و چون مردند، جهان نود و چهار سال بی‌پادشاه بماند».

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.
این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.
در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است : «... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.
اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در این روز به صحرا می برده و برای احترام به زمین و گیاه، آن را در آغوش زمین می کاشته اند، امروزه ما آن را به سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم.
سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش تیشتر، برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است.

رضا عظیمی
برگرفته از سایت
اُوج


منابع:
      ►
ویكی پدیا
      ► پایگاه پژوهشی آریابوم
      ► تاریخ ایران و جهان
      ► نوروز




:: مرتبط با: فرهنگی و اجتماعی ,
:: برچسب‌ها: نوروز , سیزده بدر , نحس , تیر روز , فروردین , ایران باستان , طبیعت , سبزه گره زدن ,
نگارنده : رضا عظیمی
تاریخ : دوشنبه 1391/01/7
 


عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران، باید اُوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم.